|
|
|
|
|
یادم رفت راجب جمعیت دفاع بنوسم . همین که امروز نرفتم .هفته پیش عمو خیا ط گیر داده بود به من که با من جدل کن.دلم تنگه برای بچه ها.عکساشون اینه
دیگه بقیه اش رو بعدا میزنم خدافظ |
||
|
|
|
|
|
سلام . دیروز با بچه ها آمدم قم با هم رفتیم دیدن منتظری .
همه چیز خوب بود حال آقا خیلی خوب نبود ولی با این وجود همچنان با بچه ها به خصوص پوررحیم شوخی میکرد.بعد از اینکه پوررحیم اون متن خشن خودش رو خوند.منتظری بهش توصیه کرد که آروم با شه و هیچ وقت با عصبانیت حرف شو نزنه چون نتیجه عکس می ده.چند تا تیکه هم بارش کرد. ایشون همه بچه ها رو به آرامش توصیه کردند و لی آرامش فعال . و سکوت کردن در مقابل ظلم و بی عدالتی و خطا را حرام اعلام کردند و گفتند که خشونت نتیجه عکس داره. در آخر همه ما رو توصیه کردند به اینکه درس بخونیم و اینکه اسلام رو از روحانیت جدا کنیم ما باید اسلام رو از روی قرآن بشناسیم نه از روی آخوند ها . آخر هم باهاش یه عکس یادگاری انداختیم و اون گفت که خودم چه فایده دارم که عکسم داشته باشه. این بذله گویی حجت الاسلام خیلی قابل توجه بود با وجود اینکه لرزش دست داشت و بیشتر از ۱ ساعت نمی تونست بشینه ولی کلی شیرین زبونی کرد.به mp3 player هم می گفت بچه ضبط. توی راه کلی با الهام گپ زدم و نظرات خودمو راجع به صبح گفتم اونم استقبال کرد . احتمالا با شروع ترم جدید می رو تو کانون شایدم بنویسم. اونجا ماشا الله همه لهجه گرفته بودند خفن.نجپادی اصل.محمد حجتی هم نجف آبادیه.تازه با پوررحیم هم فامیل شدم از اقوام مهندس مختاریه.من می ترسیدم بشم جز ء دارو دستش حالا شدم فامیلش.خوب پیش میاد دیگه. راستی چه خوب شد که تقی پور نیمد. |
||
|
|
|
|
|
سلام . دیروز با بچه ها آمدم قم با هم رفتیم دیدن منتظری .
همه چیز خوب بود حال آقا خیلی خوب نبود ولی با این وجود همچنان با بچه ها به خصوص پوررحیم شوخی میکرد.بعد از اینکه پوررحیم اون متن خشن خودش رو خوند.منتظری بهش توصیه کرد که آروم با شه و هیچ وقت با عصبانیت حرف شو نزنه چون نتیجه عکس می ده.چند تا تیکه هم بارش کرد. ایشون همه بچه ها رو به آرامش توصیه کردند و لی آرامش فعال . و سکوت کردن در مقابل ظلم و بی عدالتی و خطا را حرام اعلام کردند و گفتند که خشونت نتیجه عکس داره. در آخر همه ما رو توصیه کردند به اینکه درس بخونیم و اینکه اسلام رو از روحانیت جدا کنیم ما باید اسلام رو از روی قرآن بشناسیم نه از روی آخوند ها . آخر هم باهاش یه عکس یادگاری انداختیم و اون گفت که خودم چه فایده دارم که عکسم داشته باشه. این بذله گویی حجت الاسلام خیلی قابل توجه بود با وجود اینکه لرزش دست داشت و بیشتر از ۱ ساعت نمی تونست بشینه ولی کلی شیرین زبونی کرد.به mp3 player هم می گفت بچه ضبط. توی راه کلی با الهام گپ زدم و نظرات خودمو راجع به صبح گفتم اونم استقبال کرد . احتمالا با شروع ترم جدید می رو تو کانون شایدم بنویسم. اونجا ماشا الله همه لهجه گرفته بودند خفن.نجپادی اصل.محمد حجتی هم نجف آبادیه.تازه با پوررحیم هم فامیل شدم از اقوام مهندس مختاریه.من می ترسیدم بشم جز ء دارو دستش حالا شدم فامیلش.خوب پیش میاد دیگه. راستی چه خوب شد که تقی پور نیمد. |
||
|
|
|
|
|
خیلی جیزا یادم رفته ولی دوباره میام زود به زود آ پ می کنم.باید درس بخونم اوضاعم خیطه.
این مال مصطفی است. از group گرفتم. |
||
|
|
|
|
|
بعد از مدتها سلام
تو این دو سه هفته اتفاق های زیادی افتاد که دلم می خواست همه اش رو بنویسم ولی نشد. من بعد از مدتها رفتم مدرسه جمعیت دفاع به (به قول مهری).بچه های اونجا خیلی خوبند دیروز که نرفته بورم دلم خیلی براشون تنگ شده بود. در عوض بچه ها آدم ها یاونجا یکی از یکی مزخرف تر . دختر و پسر همه سیگار یاز دم.بچه های ما که بدتر حاجی آبادی فقط میآید اونجا راه میره.البته موجودی در آنجا موجود است به نام مصطفی که منو تحویل می گیره قراره برم باهاش ازدواج کنم .تازه براد پیت زشت هم اونجا هست که خیلی خودشو قبول داره لام تا کام با هیچ کس صحبت نمی کنه.خیلی های دیگه هم هستند.عمو حسینُ عمو خیاطُ عمو لطفی بامشاد ِ خروس-دوست نگین-والبته مصطفی خاله افسانه هم خوبه. دیروز بچه ها رو بردن اردو ولی آذر و حنیفه رو نبردن چون باید تنبیه می شدن. من عالیه و نوریه رو هم خیلی دوست دارم ساسان شفیق و شفیع مهری و فرحناز الان اسمهاشون یادم نمیآد ولی عکسهای دیروز رو بعدا میام می ذارم. تا موجودی به نام محمد حجتی رو کشف کرذدم مدیر مسئول روزنامه صبح است.تو سبز اندیشان هم چیز می نویسه خوب هم می نویسه دوستش دارم از نوشته هاش بر میآید که آدم مذهبی باشه.حالا که ما فعلا بهش دل بستیم تا چی پیش بیاد. با جواد سلام علیک دارم ولی دیگه باهاش حرف نزدم.اونم خوبه خیلی کوچلواست. طاهره خانم اینا خونشون رو فروختن تا بهمن می رند.تا خدا چی رو قسمت ما بکنه. دیشب نگین رفته بود خونه فرزاد با مژده بتهاش یغام می دادیم انگار نه انگار که من امروز امتحان داشتم. آره امروز امتحان داشتم او ن بووک بود چه اونی فقط دو تا سوال حل کردم اونم غلط . باید از حلا شروع کنم درس بخونم. خیلی دیر شده |
||