تبليغاتX
شبهای من


شبهای من

ماه زبیاست در شب

قانون یکم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.
 


قانون دوم: در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.
 


قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.
 


قانون چهارم: درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.
 


قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.
 


قانون ششم: قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید،سرزنش نکنید،تحقیرو مسخره نکنید، وگرنه سرتون میاد. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.
 


قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.
 


قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.
 


قانون نهم: جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.
 


قانون دهم : خیرخواه همه باشید تا به شما نیز خیر برسد.

 

نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط احسان|

 

  1. سخاوتمندانه انعام بدهید. اگر در توانتان است انعام‌های 25%، 50% یا حتی 100% بدهید (این مورد برای کشورهایی صدق می‌کند که نرخ انعام در آنها 15% است). به استثنای شرایطی که سرویس‌دهی واقعاً افتضاح بوده باشد، سعی کنید تا حد ممکن انعام بیشتری بدهید زیرا این به گیرنده نشان می‌دهد که قدردان زخمت او هستید.
  2. کسی را تحسین کنید. مثلاً بگویید که چقدر کاری که انجام می‌دهند، مدل موهایشان، صدای آواز خواندنشان یا هر چیزی دیگر را دوست دارید. صادق باشید. البته نباید انتظار داشته باشید که او نیز در جواب همین کار را بکند.
  3. با یک نفر راحت باشید. اجازه بدهید یک نفر از احساساتتان درمورد چیزی که در فکرتان است باخبر شود. ما معمولاً همه چیز را در دلمان نگه می‌داریم؛ اینکه اجازه دهید کسی وارد منطقه امنتان شود راهی عالی برای نشان دادن اعتماد و قدردانی است. البته باید خودتان قضاوت کنید که حرف زدن درمورد چه چیزی مناسب استنباید کاری کنید که دیگران را وارد مشکلاتتان کنید، با اینکار دنیا اصلاً به مکانی بهتر تبدیل نخواهد شد.
  4. یکی از کتاب‌هایی که خوانده‌اید را به یک نفر هدیه کنید. تبدیل کردن کتابی که قبلاً خوانده‌اید و از آن لذت برده‌اید به یک هدیه، خیلی بیشتر از ابراز محبت است. این راهی برای نشان دادن این است که 1)شما به آن فرد فکر می‌کنید، 2) شما او را درک می‌کنید، 3)و می‌خواهید چیزی را با او سهیم شوید. همه چیز به همان لحظه هدیه دادن ختم نمی‌شود. می‌توانید بعد از اینکه او کتاب را خواند، با هم درمورد آن و واکنش‌هایتان حرف بزنید. البته نباید این هدیه را به کسانی که می‌دانید میانه‌ای با کتاب خواندن ندارند بدهید چون می‌توانید او را در الزامی قرار دهید که برایش سخت باشد.
  5. برای کسی چیزی درست کنید. کمی شیرینی درست کنید یا یک نقاشی بکشید و آن را بی هیچ دلیلی به کسی هدیه دهید. این کار نیز مثل هدیه دادن کتاب به فرد مقابل نشان می‌دهد که به فکر او بوده‌اید و دوست داشته‌اید کاری برای او انجام دهید. بدون توقع هدیه بدهیدچه هدیه شما را پاسخ بدهند یا نه، چه دوستش داشته باشند یا نه، چه برخورد خوبی با شما داشته باشند چه نداشته باشند، اینها هیچ ارتباطی با هدیه دادن شما ندارد.
  6. یک نامه، ایمیل یا پیامک بفرستید: برای کسی که چند وقتی است با او حرف نزده‌اید ایمیل بزنید یا به کسی که هر روز می‌بینید، یک پیامک بزنید تا توجهتان را به او نشان دهید. ممکن است پاسخ دهند، ممکن هم هست که ندهند. مهم این است که بفهمند شما به آنها توجه دارید.
  7. کارمندی را جلوی مدیرش تحسین کنید: اینکه از کسی به‌خاطر خدماتی که به شما ارائه کرده است، تعریف کنید یک چیز است و اینکه با مدیر او تماس بگیرید و از کار عالی آن کارمند تمجید کنید چیز دیگری است. اگر در آن زمان وقت ندارید، شماره تلفن یا ایمیل مدیر را بگیرید تا بعداً با او در این رابطه صحبت کنید.
  8. انجام کاری را به کسی یاد بدهید: با نشان دادن طریقه انجام کاری به کسی، مهارت‌ها و استعدادهایتان را با دیگران تقسیم کنید. با این روش همه آدم‌ها می‌توانند در پیشرفت جهان سهم داشته باشند. در برخورد با آن فرد صبر داشته و به او نهایت احترام را بگذارید.
  9. بگذارید دیگران بدرخشند: با اجازه دادن به دیگران برای غلبه در یک سخنرانی، تسلیم شدن در برابر استدلالات و توصیه گرفتن از او، بگذارید استعدادهای یک نفر بدرخشد. مخصوصاً اگر از شما کوچکتر و پایینتر باشند، اینکه فرصت بدهید توانایی‌‌های خود را نشان دهند، مشخص می‌کند که به آنها اعتماد دارید و تحسینشان می‌کنید و اجازه می‌دهید توجهی که شایستگی‌اش را دارند به دست آورند.
  10. موجب ارتباط دیگران شوید: دو نفر از دوستان یا همکارانتان را که فکر می‌کنید به درد هم می‌خورند به هم معرفی کنید. بااینکار به آنها نشان می‌دهید که برایشان ارزش قائلید و شراکتی ایجاد می‌کنید که نتیجه بسیار بهتری برای خودتان دارد.
نوشته شده در یکشنبه 29 آبان1390ساعت 7:18 بعد از ظهر توسط احسان|

 

•    انسان می‌تواند حدود 40 روز بدون غذا زندگی کند اما فقط 7 روز بدون آب، 8-6 دقیقه بدون هوا و لحظه‌ای بدون نیروی حیات طاقت می‌آورد.


•    سلول‌های پوشش معده مخاط، پپسین، HCl با pH 0/2 تولید می‌کند (100،000 برابر اسیدیته جریان‌خون).


•    بیش از نیمی از استخوان‌های بدن انسان در دست‌ها و پاها هستند.


•    بالاترین سرعت ثبت‌شده عطسه 165 کیلومتر در ساعت است.


•    قلب 3 میلیارد مرتبه در عمر متوسط انسان می‌تپد.


•    نوزاد تازه متولدشده 350 استخوان دارد اما این تعداد برای یک بزرگسال 206 عدد است.


•    خون یک عضو مایع بدن انسان است.


•    همه انسان‌ها در زمان تولد کوررنگی دارند.


•    ریه‌های ما بیش از 15000 لیتر هوا را هر روز تنفس می‌کند. سطح ریه‌ها تقریباً هم‌اندازه یک زمین تنیس است.


•    غذا حتی اگر روی سرتان ایستاده باشید به معده شما خواهد رسید.


•    پوست بزرگ‌ترین عضو بدن است.


•    بدن یک انسان بزرگسال از 100 تریلیون سلول تشکیل شده است.


•    تعداد باکتری‌های موجود در بدن انسان بیشتر از تعداد سلول‌های بدن است. در بدن انسان حدود 75 تا 100 تریلیون سلول وجود دارد.


•    مغز انسان از قوی‌ترین کامپیوتر پیچیده‌تر است و بیش از 100 میلیارد سلول عصبی دارد.


•    مویرگ‌ها آنقدر کوچک هستند که گلوبول‌های قرمز خون فقط به صورت تکی می‌توانند از آنها عبور کنند.


•    قرنیه چشم، بیرونی‌ترین لایه چشم، تنها بافت زنده بدن انسان بدون رگ خونی است که موادمغذی را از اشک و زلالیه می‌گیرد.


•    هر سلول در بدن انسان 6 تا 8 فوت DNA دارد.


•    تحقیقات و مطالعات نشان داده است که گناه و جرم سیستم ایمنی بدن را با پایین آوردن سطح ایمونوگلوبولین تخریب می‌کند.


•    طول کلی دستگاه گردش‌خون تا 60،000 مایل کشیده می‌شود. این یعنی دوبرابر مسافت دور زمین.


•    در یک اینج مربع از پوست، 4 یارد فیبر عصبی، 600 حسگر درد، 1300 سلول عصبی، 9000 پایانه عصبی، 36 حسگر گرما، 75 حسگر فشار، 100 غدد عرق، 3 میلیون سلول و 3 یارد رگ خونی وجود دارد.


•    به استثنای سلول‌های مغزی بدن، 50،000،000 از سلول‌های بدن شما حین خواندن همین جمله مرده و با سلول‌های دیگر جایگزین می‌شوند.


•    قلب شما حدود 100،000 مرتبه در روز و حدود 40،000،000 مرتبه در سال می‌تپد. در یک ساعت قلب آنقدر قوی کار می‌کند که انرژی لازم برای بالا بردن حدود یک تن وزن به طول یک یارد از زمین را تامین کند.


•    کبد معمولاً کارخانه شیمیایی بدن نامیده می‌شود. دانشمندان حدود 500 عملکرد کبد را کشف کرده‌اند.


•    دستگاه عصبی مرکزی یا 43 جفت عصب به همه قسمت‌های بدن متصل است. 12 جفت به مغز متصل هستند، 31 جفت به نخاع. حدود 45 مایل عصب در کل بدن در حرکت است.


•    پیام‌ها به شکل تکانه‌های الکتریکی در عصب‌ها حرکت می‌کنند. آنها با سرعت 248 مایل در ساعت در حرکت هستند.


•    دستگاه عصبی مرکزی، دستگاه اصلی همه عملکردهای بدن است و رابطه متقابل نوروفیزیولوژیک با طب‌فشاری مریدین و چاکرا (مراکز انرژی احساسی) سیستم‌های عملکرد فعال در بدن دارد. نیمدررفتگی نخاع، جمجمه و اندام‌ها، در جریان اطلاعات انرژی تکانه عصبی و طب فشاری مریدین تداخل ایجاد می‌کند.


•    آئورت، بزرگترین سرخرگ بدن، تقریباً به قطر شلنگ باغ است. از طرف دیگر، مویرگ‌ها آنقدر کوچک هستند که 10 مویرگ در کنار هم به اندازه قطر یک مو می‌باشد.


•    بدن انسان حدود 6/5 لیتر خون دارد. این 6/5 لیتر خون هر سه دقیقه یکبار سه مرتبه در کل بدن گردش می‌کند. در یک روز، خون بدن حدود 19،000 کیلومتر حرکت می‌کند.


•    شنوایی ما آنقدر حساس است که می‌تواند صدها هزار صدای مختلف را شناسایی کند.


•    حس لامسه بدن از هر ابزار پیچیده ساخت دست انسان ظریف‌تر و دقیق‌تر است.


•    100 میلیارد گلوبول‌ قرمز در هر روز و حدود دو میلیون گلوبول قرمز در هر ثانیه در بدن تولید می‌شود.


•    وقتی چیزی را لمس می‌کنیم، پیامی با سرعت 124 مایل در ساعت به مغز فرستاده می‌شود.


•    بدن انسان بیش از 600 عضله دارد.


•    وقتی لبخند می‌زنیم، حداقل 30 عضله در بدن تکان می‌خورد.


•    70 درصد از بدن ما را آب تشکیل داده است.


•    بدن ما در روز یک لیتر بزاق تولید می‌کند.


•    بینی دستگاه تهویه شخصی ماست: هوای سرد را گرم کرده و هوای گرم را خنک می‌کند و آلودگی‌ها را تصفیه می‌کند.


•    در بدن ما مس، روی، کبالت، کلسیم، منگنز، فسفات، نیکل و سیلیکون وجود دارد.


•    اگر 8 سال، 7 ماه و 6 روز فریاد بکشید، انرژی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه تولید می‌کنید.


•    طی ماه اول زندگی، تعداد ارتباطات و سیناپس‌ها از 50 تریلیون به یک کادریلیون افزایش می‌یابد. اگر بدن یک نوزاد با سرعت بالا رشد کند، وزن او از 5/8 پوند در زمان تولد به 170 پوند در یک ماهگی افزایش می‌یابد.


•    عمر متوسط یک جوانه چشایی 10 روز است.

 


•    بدن ما آب کافی برای پر کردن یک تانکر 10 گالنی را دارد.


•    بدن ما برای ساختن 900 مداد، کربن کافی دارد.


•    ناخن انسان یکی از محکم‌ترین مواد است. حاوی کراتین است که در شاخ کرگدن نیز یافت می‌شود و بعد از مرگ نابود نمی‌شود.


•    جنین در رحم مادر کاملاً لخت نیست. درواقع، تا آخر پنج ماهگی کل بدن آنها در پوششی نازک از موی تیره پوشیده می‌شود که موقع تولد ناپدید می‌شود.


•    انسان هر چهار ثانیه یکبار یک پلک می‌زند. دلیل آن این است که مژه‌ها مثل برف‌پاک‌کن‌هایی هستند که از وارد شدن غبار و دوده‌ها به چشم جلوگیری می‌کند.


•    جنین طی 8-6 هفته اول بارداری فاقد جنسیت است. وقتی بدن تصمیم می‌گیرد جنین دختر یا پسر شود است که جنسیت آن مشخص می‌شود.


•    انگشت شست یکی از مهمترین عناصر بدن است زیرا اسکلت بدن را متعادل کرده و به دارنده آن این امکان را می‌دهد که به جلو حرکت کند و اگر نبود موقع راه رفتن زمین می‌خوردیم.


•    اگر دو سوم کبد انسان با جراحی برداشته شود، در چهار هفته اول دوباره به سایز اولیه خود شکل می‌گیرد.


•    به طور متوسط در روز 23،000 بار نفس می‌کشیم. که این مقدار تا پایان عمر 600 میلیون بار خواهد بود.


•    ریختن 100 تار مو در روز از سر طبیعی است.


•    مقدار باکتری موجود در دهان بیشتر از مجموع جمعیت امریکا و کانادا است.


•    در یک فنجان قهوه بیشتر از 1000 ماده شیمیایی وجود دارد. از این مواد فقط 26 مورد آزمایش شده‌اند و و نیمی از آنها در موش‌ها ایجاد سرطان کرده‌اند.


•    بدن انسان به طور متوسط مقدار کافی: سولفور برای کشتن کک‌های روی بدن سگ، کربن برای ساختن 900 مداد، پتاسیم برای آتش زدن یک توپ اسباب‌بازی، چربی برای درست کردن 7 قالب صابون، فسفر برای ساختن 2200 سر کبریت، و آب برای پر کردن یک تانکر 10 گالنی دارد.


•    اگر بتوانید همه دفعاتی که در طول عمر پلک می‌زنید را نگه دارید و آن را یکباره استفاده کنید، برای 1.2 سال فقط سیاهی خواهید دید.

 

نوشته شده در دوشنبه 16 آبان1390ساعت 8:21 بعد از ظهر توسط احسان|

قصد داریم واقعیت‌های مربوط به تجربیات شما از نیمه گمشده زندگیتان را در اختیارتان قرار دهیم. امیدواریم پس از خواندن از مطلب، بفهمید که نیمه گمشده واقعاً یعنی چه و بتوانید از این اطلاعات برای یافتن شادی و خوشبختی در روابطتان استفاده کنید.

 

واقعیت 1:

برخلاف آنچه از کودکی به شما قبولانده‌اند، شما بیش از یک نیمه گمشده دارید.

واقعیت 2:

شما برای شاد بودن به نیمه گمشده‌تان نیاز ندارید.

واقعیت 3:

قبل از اینکه اجازه دهید کسی دوستتان بدارد، باید اول یاد بگیرید که چطور موجبات شادی خودتان را فراهم کنید.

واقعیت 4:

نیمه گمشده برای رسیدن به تعادل وارد زندگی ما می‌شوند.

واقعیت 5:

نیمه گمشده برای کمک به ما برای پیدا کردن خودِ درونیمان وارد زندگی ما می‌شوند.

واقعیت 6:

نیمه گمشده بین جنسیت‌ها، ملیت‌ها، مذاهب یا دیدگاه‌های سیاسی مختلف تبعیضی قائل نیستند.

واقعیت 7:

نیمه گمشده شما ممکن است همانی باشد که درست کنار گوشتان خوابیده است.

واقعیت 8:

دلیلش این است که عشق به شکل‌ها و اندازه‌های مختلف می‌آید.

واقعیت 9:

ارتباط شما با نیمه گمشده‌تان به خصوصیات ظاهری متکی نیست.  مهم نیست که چه ظاهری داشته باشند، مهم درون آنهاست که پیوند شما را مستحکم می‌کند.

واقعیت 10:

ظاهر انسان‌ها فقط یک پوسته است و نیمه گمشده شما درون این پوسته خوابیده است. وضعیت ظاهری شما DNA شماست؛ همان چیزی که پدر و مادرتان موقع تولد به شما بخشیده‌اند. اما هیچ ارتباطی با خودِ روحانی و معنوی شما ندارد. و با کمک این خود است که نیمه گمشده‌تان را می‌یابید.

واقعیت 11:

وقتی برای اولین بار نیمه گمشده‌مان را می‌بینیم، جاذبه‌ای فوری به او حس خواهید کرد.

واقعیت 12:

این یک جاذبه روحانی است که دو روح را به هم متصل می‌کند.

واقعیت 13:

با روی آوردن به خودی درونیتان، فوراً نیمه گمشده‌تان را تشخیص خواهید داد.

واقعیت 14:

نیمه گمشده به دلایل مشخص وارد زندگی ما می‌شود.

واقعیت 15:

نیمه گمشده برای تحسین ما وارد زندگیمان می‌شود.

واقعیت 16:

نیمه گمشده برای کامل کردن ما وارد زندگیمان می‌شود.

واقعیت 17:

نیمه‌ گمشده انواع مختلف دارد و آنها را می‌توان به سه دسته اصلی تقسیم کرد.

واقعیت 18:

این سه دسته‌بندی از این قرارند: کارما، همراه و دوقلو.

واقعیت 19:

حتی ممکن است یک گروه چهارمی هم باشد که شریک گروهی نامیده می‌شود.

واقعیت 20:

نیمه گمشده کارما به زندگی شما می‌آید تا کمکتان کند مشکلی را حل کنید یا شما به او کمک کنید مشکلی را حل کند.

واقعیت 21:

نیمه گمشده کارما ممکن است همکار، یکدوست نزدیک یا یکی ازاعضای خانواده شما باشد.

واقعیت 22:

نیمه گمشده کارما ممکن است حتی حیوان خانگی شما باشد که ارتباطی روحانی با او برقرار کرده‌اید.

واقعیت 23:

نیمه گمشده کارما یکی از متداولترین نوع روابط است و ممکن است در طول زندگی چندین مورد از آن را داشته باشید.

واقعیت 24:

بین دو شریک کارما معمولاً هیچ رابطه جنسی وجود ندارد.

واقعیت 25:

نیمه گمشده همراه کسی است که برای صمیمیت و بچه‌دار شدن به زندگی شما پا می‌گذارد.

واقعیت 26:

این نیمه گمشده کسی است که نهایتاً یا با او ازدواج می‌کنید و یا تا پایان عمر یک رابطه معنوی با او دارید.

واقعیت 27:

اما نیمه گمشده همراه قرار نیست که تا پایان عمر کنار شما باشد و احتمال طلاق وجود دارد.

واقعیت 28:

نیمه گمشده همراه به دلیلی وارد زندگی شما شده است و یکی از این دلایل رشد فردی شماست.

واقعیت 29:

برخلاف نیمه گمشده کارما و دوقلو، رابطه نیمه همراه مستلزم تلاش بیشتر از هر دو جانب است تا رابطه‌ای سالم و دوست‌داشتنی ایجاد شود.

واقعیت 30:

حتی اگر شما و نیمه همراهتان از هم جدا شوید، او هیچوقت به طور کامل از زندگی شما بیرون نخواهد رفت.

واقعیت 31:

سومین گروه نیمه دوقلو است که بیشترین هواخواه را دارد.

واقعیت 32:

نیمه دوقلو هم به دلیلی مشخص وارد زندگی شما می‌شود.

واقعیت 33:

شما نیمه دوقلویتان را طوری تشخیص می‌دهید که انگار او را همه عمر می‌شناخته‌اید.

واقعیت 34:

نیمه دوقلو همتای الهی شماست.

واقعیت 35:

روح همتای دوقلو منعکس‌کننده روح شماست، آن را شناخته و با آن پیوند می‌خورد.

واقعیت 36:

هیچکس نمی‌تواند شما را از همراه دوقلویتان جدا کند.

واقعیت 37:

اما اگر زمان مناسب نباشد، ممکن است همراه دوقلویتان شما را ترک کند و بعدها در یک زمان دیگر برگردد. اما این پیوند هیچوقت شکسته نمی‌شود.

واقعیت 38:

مهمترین و متداولترین عامل پیوند نخوردن با نیمه دوقلو در یک زمان این واقعیت است که هر دو طرف یا یکی از آنها در یک رابطه متعهد هستند.

واقعیت 39:

اما اگر زمان مناسب باشد و هر دو طرف قوی باشند، رابطه با نیمه دوقلو شکل خواهد گرفت.

واقعیت 40:

مهم نیست که کدام دسته از این نیمه‌های گمشده وارد زندگی شما می‌شوند، مسئله مهم این است که هرکدام از آنها به دلیلی می‌آیند و هیچیک مهمتر از دیگری نیست زیرا همه آنها باعث می‌شوند بتوانیم خودِ والاترمان را پیدا کنیم.

واقعیت 41:

مهم نیست که چه نوع نیمه گمشده‌ای وارد زندگی شما شود، همه آنها به دلیلی در زندگیتان هستند و معمولاً مهمتر از بقیه هستند زیرا کمکمان می‌کنند به خودِ والاترمان برسیم.

واقعیت 42:

همه ما در زندگی ماموریتی داریم و این به خودمان بستگی دارد که آن ماموریت را پیدا کنیم. نیمه گمشده ما می‌تواند برای رسیدن به آن کمکمان کند.

واقعیت 43:

بعضی‌اوقات نیمه گمشده ما به این دلیل وارد زندگیمان می‌شوند که مشکلی را باید حل کنیم.

واقعیت 44:

اما برای اینکه بتوانیم نیمه گمشده‌مان را پیدا کنیم، باید از درون کامل باشیم. به این معنی نیست که ما نیاز یا مشکلی نداریم. معنی آن این است که می‌دانیم از زندگی چه می‌خواهیم و برای رسیدن به آن هدف تلاش می‌کنیم. نیمه گمشده‌مان ما را در این راه همراهی می‌کند.

واقعیت 45:

نیمه گمشده کسی است که کمکتان می‌کند از نظر معنوی و روحانی رشد کنید تا بتوانید در زندگی به تعادل برسید.

واقعیت 46:

می‌دانید که به این دلیل با نیمه گمشده‌تان ملاقات کرده‌اید که در سطحی کاملاً متفاوت با کسانی که قبلاً دیده‌اید با او ارتباط برقرار کرده‌اید.

واقعیت 47:

نمی‌توانید پیوند با نیمه گمشده‌تان را به اجبار ایجاد کنید. این پیوند یا خودبه‌خود ایجاد می‌شود یا نمی‌شود.

واقعیت 48:

اگر بخواهید به اجبار اینکار را بکنید، راه معنوی شما به سمت یافتن خودِ درونیتان برهم می‌خورد و ظاهر رابطه با مشکلاتی روبه‌رو خواهد شد.

واقعیت 49:

اگر از یافتن نیمه گمشده‌تان دلسرد و ناامید شده‌ باشید، هیچوقت این اتفاق نخواهد افتاد.

واقعیت 50:

اگر برای برآوردن نیازهایتان به دنبال نیمه گمشده‌تان هستید، این اتفاق نمی‌افتد.

واقعیت 51:

یک نفر خاص نیست که نیمه گمشده شما باشد. شما نیمه‌های گمشده مختلفی دارید و هرکدام برای وارد شدن به زندگی شما دلیل خاصی دارند.

واقعیت 52:

حتی می‌توانید در اینترنت هم با نیمه گمشده‌تان آشنا شوید. اما درمورد این رویکرد کمی مراقب باشید.

واقعیت 53:

دلیل آن؟ تنها راه درست برای تشخیص نیمه گمشده‌تان از طریق آشنایی و شناخت است.

واقعیت 54:

نیمه گمشده‌تان شما را در پروژه‌ها و مسئولیت‌های مختلفی که در آن شرکت دارید ترغیب می‌کند.

واقعیت 55:

نیمه گمشده‌تان شما را همانگونه که هستید می‌پذیرد.

واقعیت 56:

نیمه گمشده‌تان در مواقع ناراحتی از شما مراقبت می‌کند و وقتی موفق می‌شوید تحسینتان می‌کند.

واقعیت 57:

نیمه گمشده شما بهترین دوستتان است.

واقعیت 58:

شما با نیمه گمشده‌تان مکالماتی خواهید داشت که شب تا صبح طول خواهد کشید. هر دو شما به حرف‌هایی که طرف‌مقابل می‌زند گوش می‌دهید و انتقاد نمی‌کنید.

واقعیت 59:

در رابطه‌ با نیمه گمشده‌تان باید کارهای مثبت داشته باشید تا رابطه‌تان موفق شود.

واقعیت 60:

اگر خودتان را در شر کارهای بد خلاص نکنید، رابطه‌تان موفق نخواهد بود.

واقعیت 61:

باید به همدیگر احترام بگذارید.

واقعیت 62:

اعتماد یکی از مهمترین خصوصیات رابطه و پیوند با نیمه گمشده است.

واقعیت 63:

اگر اعتماد و اطمینان بین شما نباشد، هیچ چیز نخواهید داشت و بهتر است جدا شوید.

واقعیت 64:

نیمه گمشده‌تان به شما عشقی بدون شرط می‌دهد.

واقعیت 65:

آمار نشان می‌دهد که 53 درصد از افراد یک بار یا بیشتر در زندگیشان خیانت می‌کنند.

واقعیت 66:

یکی از دلایل آن این است که یکی از نیمه‌های گمشده‌شان به دلیلی وارد زندگی آنها شده است.

واقعیت 67:

دلیل آن باید ایجاد شود تا از آن درس گرفته شود.

واقعیت 68:

زندگی یک کلاس درس بزرگ است.

واقعیت 69:

از حدود 10 میلیون ایرانی 40 ساله و بالاتر، بیشتر از یک سوم رابطه‌ای ندارند.

واقعیت 70:

از این 10 میلیون نفر، برخی ترجیح می‌دهند تنها زندگی کنند تا شاید نیمه‌گمشده‌شان را پیدا کنند.

واقعیت 71:

اینها کسانی هستند که شما آنها را "مرحله تجدید قوا" می‌نامید.

واقعیت 72:

کاملاً طبیعی است که در "مرحله تجدید قوا" باشید زیرا در این زمان است که خودی درونیتان را پیدا می‌کنید و می‌فهمید در این مقطع زندگی چه کسی هستید.

واقعیت 73:

پس از "مرحله تجدید قوا"، برای پیدا کردن نیمه گمشده‌تان آماده خواهید بود.

واقعیت 74:

دویست و پنجاه میلیون زن در سراسر دنیا مجرد هستند.

واقعیت 75:

اکثر انسان‌ها کار را دلیل اصلی تنهاییشان می‌دانند. دلیل دوم این است که از جستجو برای عشق خسته شده‌اند.

واقعیت 76:

اولین تبلیغات شخصی آنلاین در سال 1995 انجام شد.

واقعیت 77:

براساس تحقیقی در آمریکا که روی 4600 نوجوان (12 تا 17 ساله) انجام گرفت، بیشتر از 12 درصد از نوجوانان در حال حاضر در روابطی هستند که بیشتر از یکسال از آن می‌گذرد.

واقعیت 78:

براساس همان آمار، بیشتر از نیمی از آنها در عین حال با کسان دیگر هم ارتباط دارند.

واقعیت 79:

براسا همان آمار، حدود 71 درصد از آنها به عشق در نگاه اول اعتقاد دارند.

واقعیت 80:

براساس همان آمار مهمترین مسئله برای آنها شخصیت طرف‌مقابل بوده است.

واقعیت 81:

براساس همان آمار، بی‌وفایی و خیانت مهمترین دلیل بر هم خوردن رابطه‌ها بوده است.

واقعیت 82:

براساس وبسایت SearchYourLove.com، اکثر مردان و زنان مجرد به یافتن فردی خاص علاقه‌مند هستند و حاضرند منابع خود را برای یافتن آن گسترش دهند.

واقعیت 83:

67 درصد از مردان مجرد و 86 درصد از زنان مجرد دریافته‌اند که کسی که زیاد لبخند می‌زند نسبت به کسی که از نظر ظاهری جذابیت بیشتری دارند اما شخصیت ندارد، جذاب‌تر است.

واقعیت 84:

از نظر آماری اثبات شده است که در رابطه بودن سالم‌تر از مجرد بودن است.

واقعیت 85:

مرهایی که تنها زندگی می‌کنند در خطر بیشتری برای مردن دراثر بیماری هستند تا آنهایی که ازدواج کرده‌اند.

واقعیت 86:

تحقیقات نشان می‌دهد که 85 درصد از مردان و زنانی که در رابطه هستند، به دلایل اشتباه با هم هستند.

واقعیت 87:

دلایل اشتباه شامل پدر شدن بدون آمادگی و دلایل مالی است.

واقعیت 88:

68 درصد از مردان اگر در برخورد اول از کسی خوششان نیاید، وقت خود را صرف رابطه نمی‌کنند. 56 درصد از زنان در این رابطه به طرف‌مقابل فرصت بیشتر می‌دهند.

واقعیت 89:

97 درصد از افراد اگر در برخورد اول از کسی خوششان بیاید برای ملاقات دوم طی 72 ساعت با فردمقابل تماس می‌گیرند.

واقعیت 90:

51 درصد از مردان در سال گذشته بیش از 6 آشنایی جدید داشته‌اند درحالیکه 58 درصد از زنان فقط چهار آشنایی جدید داشته‌اند.

واقعیت 91:

و یک واقعیت تایید شده آماری است که بیش از 50 درصد از ازدواج‌ها در سراسر جهان به طلاق ختم می‌شود.

واقعیت 92:

زوج‌های متاهل اعتقاد دارند که بعد از گذشت 4 سال اول، رابطه آنها سردتر می‌شود.

واقعیت 93:

براساس وبسایت DivorceMagazine.com، مجموع طلاق‌ها در سال 1997 در امریکا 1،163،000 بوده است. سن متوسط طلاق در مردان 30 سال و زنان 29 سال بوده است.

واقعیت 94:

براساس آمار 94 درصد از افراد دوست دارند تا پایان عمر با یک نفر باشند.

واقعیت 95:

طبق تحقیقی که در دانشگاه لویزیانا انجام گرفت، 88 درصد از مردان و زنان امریکایی بین 20 تا 29 سال اعتقاد دارند که نیمه گمشده‌ای دارند که منتظر آنهاست.

واقعیت 96:

حقیقت این است که چون سنشان کم است، نیمه‌های گمشده زیادی وجود دارند که منتظر آنها هستند.

واقعیت 97:

براساس مجله عروس، سن متوسط ازدواج برای زنان در امریکا 27 سال است.

واقعیت 98:

براساس آمار همان مجله، 66 درصد از زنان و مردان قبل از ازدواج با هم دوست هستند..

واقعیت 99:

مسئله مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که بهترین و بادوام‌ترین رابطه رابطه‌ای است که عشق شما به هم فراتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.

واقعیت 100:

یافتن نیمه گمشده‌تان نیازمند صبر و توانایی دیدن فرای داستان پریان است که در آن نیمه گمشده حتماً به سراغ شما می‌آید.

واقعیت 101:

داشتن زندگی با عشق هدیه‌ای است که هر کسی می‌تواند به خود بدهد. یافتن کسی که آن عشق را با او تقسیم کنید آن را غنی‌تر هم می‌کند.

نوشته شده در پنجشنبه 28 مهر1390ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط احسان|

ای کاش زندگی دنده عقب داشت..................

نوشته شده در چهارشنبه 13 مهر1390ساعت 8:41 بعد از ظهر توسط احسان|

فروردین ماه
کسی که به خدا توکل می کند، رنجها و سختی های زندگی را بهتر تحمل خواهد کرد و می تواند به نام او از سد مشکلات گوناگون بگذرد. شما باید از تکبر و متکبران فاصله بگیرید و خود را نیازمند دوستان باوفا بدنید، خانواده نقش مهمی در سلامت روانی انسان دارد، بنابراین رشته عاطفی خود با خانواده را محکم تر کنید. اگر عجول نباشید کم کم به خواسته های به حق تان می رسید، البته اگر اراده پروردگار نیز بر آن تعلق گرفته باشد.

اردیبهشت ماه
هجران و فراق مقطع مهمی از زندگی هر انسانی است که باید با صبر و امیدواری آن را پشت سر بگذارد و حل این مشکل و رسیدن ایام وصال را از خدای بزرگ بخواهد. شما می توانید قدم های بزرگی در آینده بردارید، به شرطی که از تلاش و کوشش دست برندارید و از همفکری و مشورت با بزرگترها غافل نشوید. از وقفه های کوتاه مدت در روند پیشرفت خود نگران نباشید.

خرداد ماه
کسی که جواب بدی را با بدی بدهد، نمی تواند ادعا کند که از او بهتر است. باید با بزرگواری و بخشش طرف مقابل را شرمنده کرد. شما می توانید روزهایتان را پربارتر از قبل کنید و در این راه باید یک لحظه هم از یاد خدا غافل نباشید. توانائی ها و استعداد ذاتی خود را باور داشته و آنها را به منصه ظهور برسانید. امروز و فردا کردن و تردید و دودلی در کارهای مختلف شما را از اهدافتان دور می کند.

تیر ماه
باید از موقیت مناسب مالی که دارید به نفع زیردستان استفاده کنید، چون ممکن است چنین فرصتی در آینده کمتر وجود داشته باشد. دست و دلبازی از صفات بارز شماست که باید در مسیر درست از آن بهره ببرید. از طعن حسودان نرنجید و دست از هدفهای الهی تان برندارید. شکست هم جزئی از زندگی است و اگر گاهی در کاری در کاری موفق نمی شوید نباید فکر کنید دنیا به آخر رسیده است.

مرداد ماه
هنر انسان های بزرگ این است که در برابر مصائب و مشکلات تحمل فوق العاده ای دارند و نه تنها از جور و جفای روزگار نمی نالند، بلکه با رویی گشاده خدا را شکر می گویند و از او مدد می جویند. شما در زمره این گونه افرادید و سعه صدرتان قابل تحسین است. آینده با دستان شما ساخته می شود، بنابراین می توانید طوری برنامه ریزی کنید که بیشتر به خواسته های خود برسید، به خصوص اینکه دعای خیر پدر و مادر همراهتان است.

شهریور ماه
مثلی است معروف که جهان همان گونه می گذرد که تو می خواهی، یعنی این اراده توست که حال و آینده را می سازد، بنابراین به جای آنکه دل به شانس بسپارید، به همت و پشتکار خود تکیه کنید و قدم در اه بگذارید. اعتماد به نفس خود را بالا ببرید و با کوچکترین حرفی میدان را خالی نکنید. شما باید محکم تر از قبل باشید و از فرصت هایی که نصیبتان می شود، خوب استفاده نمایید و از سلامت خود هم غافل نشوید.

مهر ماه
هر کس که در همه حال خدا را در نظر دارد و عرض نیاز به بارگاه با عظمت او می برد، از هیچ چیز و هیچ کس جز او نمی ترسد و تمام کارهایش بر مدار حق می چرخد. شما دل مهربانی دارید و زمینه رسیدن به قله موفقیت را به راحتی می توانید فراهم کنید. دیگران روی شما حساب ویژه ای باز می کنند و همه جا سخن از خوبی ها و بزرگواری هایتان است، اما نباید مغرور شوید و فکر کنید که هیچ عیب و نقصی ندارید. همچنان با خدا دوست باشید تا به این سیر صعودی ادامه دهید.

آبان ماه
شما با همت و پشتکاری که دارید، می توانید به همه اهداف خود برسید، به خصوص اینکه به خداوند نیز توکل کرده اید و از او مدد می جویید. اگر برای امور مالی خود برنامه ریزی دقیقی کنید، دچار مشکل نخواهید شد و مجبور نخواهید بود گاهی اوقات قرض بگیرید. به سفر و مسافرت آن هم با خانواده اهمیت بیشتری بدهید. مطالعه کتاب را در برنامه زندگی تان بگنجانید و باور داشته باشید که هیچ گاه برای آموختن دیر نیست.

آذر ماه
باید مراقب اطرافیانتان باشید و به ظاهر افراد اهمیت ندهید و فریب آنها را نخورید. آنچه مهم است درون و باطن آدمی است، بنابراین به جای نگاه کردن به قول و گفتار آدمها به عمل و کرداد آنها بنگرید. شما مهربان و عاطفی هستید، اما بعضی ها از این مهربانی سوءاستفاده می کنند. هر کاری را در حد اعتدال و تعادل انجام دهید و از زیاده روی و احساساتی شدن بپرهیزید. اگر دلی را شکسته اید به فکر ترمیم آن باشید و از عذرخواهی ابایی نداشته باشید.

دی ماه
امیدتان باید به خداوند بزرگ باشد نه به دست این و آن. شما بر خلاف ظاهر جدی و خشکتان دلی رئوف و مهربان دارید، اما اشکال کار اینجاست که گاهی نمی دانید چه حرفی را کجا بزنید، به همین دلیل ممکن است حتی دوستان و نزدیکان از شما برنجند. انتظار نداشته باشید که همیشه کارها بر وفق مرادتان باشید. شما نباید هیچ کس و هیچ کاری را به خانواده تان ترجیح دهید.

بهمن ماه
قرار نیست انسان بلافاصله به همه آرزوها و خواسته های خودش برسد، چون گاهی وقتها به صلاح نیست که آرزویی برآورده شود. شما می توانید در زمینه های مختلف بخت و استعداد خود را بیازمایید و مطمئن باشید که همه درها به روی شما بسته نیست، بلکه این تلقی خودتان است. برای اینکه به اهداف خود برسید، آنها را مشخص کرده و با یک برنامه ریزی صحیح به طرفشان گام بردارید. قدر امروز را بدانید، چون معلوم نیست فردا چنین فرصتی در اختیارتان باشد یا نه.

اسفند ماه
دنیا فانی است و این خاکدان پست محل گذر است، بنابراین نباید به آن دل بست. دنیا تا اندازه ای خوب است که مزرعه آخرت باشد یعنی اینجا بکاریم و آنجا درو کنیم. شما باید هم حواستان به این دنیا باشد و هم آن دنیا و از هیچ کدام به خاطر دیگری غافل نشوید. در تصمیم های مهم زندگیتان با افراد خبره و باتجربه مشورت کنید و حرف آنها را بپذیرید. گره ای را که با دست می شود باز کرد، با دندان باز نکنید و قدر فرصت های موجود را بدانید.

 

نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد1390ساعت 7:39 بعد از ظهر توسط احسان|

سلام به همه دوستهای عزیزم که به وبلایگم سر می زنن

فردا ۲۸ تیر تولدم هست

به تمامی کسایی که فردا تولدشون هست تبریک میگم

نوشته شده در دوشنبه 27 تیر1390ساعت 7:37 بعد از ظهر توسط احسان|

متولدین فروردین : آهن
فلز زندگی متولدین فروردین آهن است که 9 برابر دیگران به آنها قدرت می دهد و شانس و موفقیت آنها را در زندگی نه برابر می کند . انرژی و اشتیاق روانی انها می تواند همچون مشعل فروزانی ٬ راه را برای دستیابی به آرمان های بزرگی که در سر می پرورانند روشن نماید. آنها پیشگامانی هستند که همواره دیگران را به سمت هدفی نایافتنی هدایت می نمایند.متولدین فروردین کمتر به دنبال اندوختن ثروت هستند.ولی اگر شروع به مال اندوزی کنند با چنان سرعتی پیش می روند که وقت نمی کنند بایستند و پول ها را بشمرند. در زمینه پول ٬ زمان و حتی لباس خود بسیار دست و دلبازانه عمل می کنند و هر قدر هم فقیر باشند همیشه چیزی برای بخشیدن دارند. آنها اعتقاد دارند که وقتی به دیگران کمک می کنند نه فقط خرسند می شوند بلکه این عمل آنها باعث می شود که دیگران هم متقابلا کاری برای آنها انجام دهند.


متولدین اردیبهشت : مس
فلز ماه اردیبهشت مس است که رسانای برق و گرماست و بعد از گذشت سالها همچنان درخشان باقی می ماند. در زندگی خانوادگی حاکم ورئیس است و هیچکس جرات ندارد آرامش او را بر هم زند. او مانند زمان صبور است و مانند جنگل عمیق ٬ واز چنان قدرتی برخوردار است که قادر است کوه را جابجا کند ولی آدمی لجوج و یکدنده است. این افراد معمولا از چیزهای کوچک خوششان نمی آید واز همین رو دلبستگی خاصی به عشق پایدار و ثروت دارند.
متولدین خرداد : جیوه


فلز سرد جیوه در متولدین خرداد تمایلات دوگانه ای را به وجود می آورد مگر آنکه خودش جلوی آین کارها را بگیرد و به ندای قلب خود گوش کند. هنگامی که عمیقا به دنبال علت بی حوصلگی متولد خرداد بگردید در می یابید که او همیشه در پی هدفی است ولی مشکل اساسی او این است که هدف را نمی شناسد . متولد خرداد از تخیل بسیار قدرتمندی برخوردار است و به همین خاطر اهداف زیادی را در سر می پروراند. ذهن متولدین خرداد همیشه به کاری مشغول است و به همین دلیل بیش از دیگران به استراحت نیاز دارد . آنها با آنکه نسبت به بی خوابی حساس هستند ولی هیچگاه به اندازه کافی نمی خوابند.

 


متولدین تیر: نقره
فلزوجودی متولدین تیر ٬ نقره است که علیرغم تشابه با سایر فلزات از خصوصیات ویژه گرانبهایی برخوردار است. آنها قلب مهربانی دارند و نیاز دیگران را به خوبی حس می کنند و به آن اهمیت می دهند و می خواهند به دیگران کمک کنند ٬ اما در ابتدا منمتظر می شوند تا ببیند کسی دیگری پیدا می شود که پیش قدم شود چون دوست ندارد پول و وقت خود را صرف چیزی کنند که نیازی به آن نیست. اما اگر دریابد که کس دیگری آستین خود را بالا نزده است آنگاه در آخرین لحظه دست به کار می شود . او می گذارد که دو بار زیر آب فرو روید ٬ ولی بار سوم شما را نجات می دهد . او خیلی رئوف است و نمی گذارد غرق شوید.


متولدین مرداد: طلا
متولد مرداد در دوستی بسیار وفادار است و درموقع دشمنی آدم منصف و قدرتمندی است . او چه ساکت باشد ٬ چه خودنما ٬ فردی خلاق ٬ مبتکر و قدرتمند است . چون او از طلای خالص است به همین دلیل ما ٬ گاهی خودخواهی ٬ تکبرو تنبلی او را نادیده می گیریم .متولدین مرداد در مورد پول هیچگونه احتیاطی به خرج نمی دهند ٬ بسیار ولخرج هستند و حتی اگر پول زیادی نداشته باشند شیک می پوشند و زندگی شان لوکس است و برای تفریح و سرگرمی خود زیاد خرج می کنند. اگر کسی از آنها پول بخواهد به او می دهند و اگر نداشته باشند از دیگری قرض می کنند و به او می دهند.


متولدین شهریور: جیوه
اگر درجه حرارت محیط مناسب باشد ٬ متولدین شهریور علیرغم اینکه ظاهرا ترکیبی از فولاد و یخ به نظر می رسند ٬ در اثر عواطف اطرافیان ذوب خواهند شد . آنها بدون تردید انسانهایی صادق و قابل اعتمادی هستند ولی زمانی که نخواهند به جایی بروند و یا کار خاصی را انجام دهند ٬ به راحتی می توانند خود را به مریضی بزنند. در چنین مواقعی استعداد نمایی آنها در زمینه هنرپیشگی هویدا می شود. متولدین شهریور از عکسهای خود ایراد می گیرند و در مورد سر و وضع خود وسواس شدیدی دارند ٬ همیشه سر و وضعی مرتب و پاکیزه دارند و در مورد لباس بسیار سخت گیر هستند.

متولدین مهر : مس
متولدین مهر سودمندی فلز مس را که فلز هم آهنگی آنهاست بازتب می دهند. از هر گونه بی ادبی و بی نزاکتی تنفر دارند ولی با وجود این اگر تابلویی روی دیوار خانه تان کج باشد ًنرا صاف می کنند و اگر صدای تلویزیون تان زیاد باشد آن را کم می کنند . آنها عاشق مردم هستند ولی از اجتماعات بزرگ بدشان می اید.مانند کبوتران صلح دائم این طرف و آنطرف می روند.و به میانجیگری می پردازند و صلح و صفا برقرار می کنند.انسانهایی بامحبت و دلپذیر هستند ولی گاهی اوقات بداخلاق واخمو می شوندو از دستور دادن به دیگران خوششان می آید.


متولدین آبان: آهن
در بین متولدین آبان آدم عصبی و بی قرارخیلی کم دیده می شود و این در اثر فلز درونی شخصیت آنهاست ٬ با وجود این آنها خیلی رقیق القلب بوده و نسبت به افراد ناتوان و درمانده خیلی دلسوز هستند. متولدین آبان هرگز هدیه یا محبت کسی را فراموش نمی کنند و فورا در جستجوی جبران آن برمی ایند.از طرف دیگر ظلم و بی عدالتی را نیز فراموش نمی کنند و در مقابل ان واکنش های متفاوتی را از خود بروز می دهند. به خانواده و روابط خانوادگی اهمیت زیادی می دهندو رفتارشان با کودکان ملایم و عطوفت آمیز است.


متولدین آذر : قلع
در میان متولدین آذر به ندرت می توان کسی را پیدا کرد که شوخ طبع و بذله گو باشد و همین تعداد اندک نیز که در گفتن لطیفه چنان خام هستندکه هیچ کس به آنها نمی خندد. اگر چه متولدین آذر حافظه ای بسیار قوی دارند ولی گاهی فراموش می کنند که کت خود را کجا گذاشته اند آنها هرگز نمی توانند دروغگوی ماهری باشند هیچ کس حتی برای یک لحظه نمی تواند دروغ آنها را باور کند. ریا کاری و دروغ گویی اصلا با مزاج آنها سازگار نیست و هر وقت سعی به انجام این کار نمایند به زودی دستشان رو می شود . متولدین آذر ٬ چه کم رو چه پررو ٬ ر زمینه عشق همیشه آماده اند که شانس خود را امتحان کنند و خود را به آب و آتش بزنند.


متولدین دی : سرب
اگر چه فلز درونی متولد دی او را به فردی بسیار محکم تبدیل ساخته است اما او فردی خجالتی است که روحیه ای لطیف و حساس دارد. متولد دی همه کسانی را که باعث صعود آنها شده اند بسیار ستایش می کنند . آنها خواستار پیروزی و موفقیت هستند و به سنتها و آداب و رسوم احترام می گذارند. در شخصیت متولد دی همیشه اندکی افسردگی و غم همراه با جدیت وجود دارد. اما هیچ یک از این دو خصوصیت باعث نمی شود که اواز انضباط جدی دست بر دارد . متولد دی به حدی لایق و کارآمد است که به راحتی می توانید زمام امور را به دستش بسپارید.


متولدین بهمن: اورانیوم
فلز درونی متولدین بهمن یک فلز حقیقی نیست و یک ماده رادیواکتیو است که فقط در ترکیبات یافت می شود . اورانیوم می تواند موجب انفجارات عظیم و زنجیره ای گردداز همین رو تلاش برای محدود کردن آنها و مجبورساختن شان به انجام کاری مثل کوشش برای به دام انداختن طوفان زمستانی در یک بطری است . متولدین بهمن عقیده خود را خیلی رک و بی پرده به زبان می آورد ولی هرگز سعی نمی کند عقیده اش را به شما تحمیل کند. یک بهمنی برای احساس امنیت دور و اطراف خود را شلوغ می کند و دوستان زیادی دارد ولی گاهی اوقات به یکباره در پیله تنهایی خود فرو می رود و دلش می خواهد تنها باشد.


متولدین اسفند: قلع
فلز متولد اسفند ٬ آهن ٬ جیوه ٬ طلا و یا سرب نیست بلکه آلیاژی از فلزهاست که نشانگر غیر واقعی و توهم آمیز بودن این افراد است. آنها قوی تر از آن هستند که می پندارید و عاقل تر ازآن که می شناسید ولی تا زمانی که خودشان راز وجود شان را کشف نکنند ٬ راز آنها همواره پوشیده و مخفی باقی خواهد ماند. یک متولد اسفندتمایل چندانی به آرزوهای دنیوی ندارد٬ همچنین برای مقام ٬ قدرت و یا رهبری ارزشی قائل نیست و ثروت و مال دنیا برای او جذابیتی ندارد. او به آینده هیچ اشتیاقی ندارد و نسبت به آن بی خیال است. در مورد گذشته نیز دانشی شهودی دارد و در مورد امروز شکیبا و مقاوم است

 

نوشته شده در یکشنبه 26 تیر1390ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط احسان|


قالب جديد وبلاگ پيچك دات نت

?